معين الدين نطنزى

207

منتخب التواريخ معينى ( فارسى )

طرف قندز و بقلان گريخت ، و برادر كوچك عبد اللّه كه سلطان محمود نام داشت ، پناه به مغولستان برد ، اين قضيه در سنهء خمس و سبعين و سبع مايه ( 755 ه / 1373 م ) واقع شد . مقبرهء امير عبد اللّه در شهر مونك واقع است . ذكر سيرت امير بيان سلدوز مردى به غايت فارغ و عاقل بود و در طريقهء حزم و احتياط به هيچ نوع از انواع ملتفت نمىشد و پيوسته به شرب خمر مداومت مىنمود . بعد از آن‌كه مملكت را از دست اوروغ امير قزاغن مستخلص گردانيد به تصور آنكه هيچ‌كس در معرض منازعت او نيايد در جر [ غا ] لانك و در عيش ، افراطى تمام كردن گرفت . امور ملكى به واسطهء آن خلل پذيرفت و هركس به سر خود وجودى پيدا كردند ، چنانچه هيچ‌كس را پرواى آن نماند . هركجا ايلچى او تردد مىكرد به غير از لت نخورد و هر نوكر او كه به ولايتى رفت به جز شنقصه هيچ نياورد . و بعد از تحمل بسيار چون به انتقام گردن‌كشان ملتفت شد در پيرامون خود چندان كس نيافت كه با او يك دستك موافقت كند ، متحير فروماند . جمعى از امرا كه داعيهء جهانگيرى در خاطر داشتند به اتفاق بر سر او آمدند ، از غايت عجز و عدم قوت مملكت را به طرح بگذاشت و به طرف گرمسيرات گريخت . بعد از آن چنانچه سابقا در ذيل قصه سلاطين اروغ جغطاى مفصّل گفته شده است ماوراء النّهر به دست ملوك طوايف افتاد و مملكت كه از حد خطاى تا ناحيهء عراق مأمن و مسكن مسافران بود چنان تنگ و موحش گرديد [ كه ] صد سوار را تا يك فرسخ مجال عبور نماند . تضرع به حضرت كردگار برآورده از دست ظالمان به درگاه حق آمدند و ناليدند تا بعد از الم بسيار و شدت بىشمار به تقويت بازوى كامكار حضرت سلطان غازى رقعه‌اى چيده و مهره‌اى برچيده دولت خاندان قزاغنى بار ديگر نشو و نما يافته باز حال اول آمد و امير حسين بن مسمى بن امير قزاغن بر سرير امارت متمكن شد .